فضايل امام على‏(ع)

    فضايل امام على‏(ع) ازنظر ابوالفتوح رازى

                   

ابوالفتوح رازى به علت‏شيعه بودن و شيفتگى خاص به ساحت اقدس مولى‏الموالى اميرالمؤمنين على‏عليه السلام كه در خانواده‏اش موروثى است، به مناسبتهاى گوناگون شمه‏اى از فضايل و مناقب آن حضرت را نقل كرده و گاه با نامحرمان و ناشايستگان به تعريض سخن رانده است. ...

ادامه نوشته

بازگویی مناقب امام علی (ع)

           بازگویی مناقب امام علی (ع)

      

                 

        

       مناظره امام باقر(ع) با عبدا... بن نافع

ادامه نوشته

عنایت امیرالمؤمنین(ع) به علامه امینی / فضایل و کراماتی از امام علی علیه السلام

     جزئیات ماجرای عنایت امیرالمؤمنین(ع) به علامه امینی
 جزئیات ماجرای عنایت امیرالمؤمنین(ع) به علامه امینی به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ شیخ عبدالحسین امینی مشهور به علامه امینی در سال 1320 هجری قمری در تبریز در خانواده‌ای اهل علم، تقوی و فضیلت دیده به جهان گشود. پدرش حاج میرزا احمد امینی از بزرگان و عالمان بر جسته تبریز بود و به پرهیزگاری، علم کثیر، اخلاق حسنه و بسیاری از صفات پسندیده دیگر معروف بود. جد بزرگ او نیز مشهور به امین‌الشرع، مردی بود عاشق و شیفته اهل بیت علیهم‌السلام.

علامه امینی در چنین خاندانی شروع به رشد کرد و در صدد فراگیری علوم و احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام بر آمد. از این رو مقدمات علوم را در شهر تبریز فرا گرفت و در محضر اساتیدی همچون سید محمد مولانا، صاحب کتاب مصباح المساکین، سید مرتضی خسرو شاهی و شیخ حسین، صاحب کتاب هدیه الانام تلمذ کرد. در همین دوره بود که الفیه ابن مالک؛ هزار بیت در باره صرف و نحو ادبیات عرب به زبان عربی را حفظ کرد، اما آنچه بیشتر ذوق ادیبانه و شور عاشقانه او را اقناع می‌کرد، حفظ اشعار گوناگون درباره امام علی (ع) بود. عشق به خاندان عصمت و طهارت او را بر آن داشت تا به نجف اشرف سفر کند......

ادامه نوشته

درى به باغ بهشت (كرامت علوى)/فضایل و کراماتی از امام علی علیه السلام

         (كرامت علوى)

                         

        درى به باغ بهشت

ادامه نوشته

فضایل و کراماتی از امام علی علیه السلام

            كرامت علوى

     

كنسول ايران در نجف اشرف بود. دولت خانه اى مجلل در منطقه اعيان نشين شهر, برايش اجاره كرده بود. آن روز صبح با حالتى گرفته و اندوهگين از خانه بيرون آمد. سوار درشكه شد. فاصله بين خانه تاكنسولگرى را مدام فكر مى كرد. بيمارى همسر و دخترش تمام امور زندگيش را به هم ريخته بود. از وقتى به عراق آمدند; نشانه هاى جنون به تدريج و بدون هيچ سابقه قبلى در رفتار و گفتار همسرش پيدا شد و عاقبت كار به جايى رسيد كه چند روز پيش مجبور شدند او را با زنجير به تخت ببندند. دخترش هم بيمارى كچلى گرفت; موهاى سرش ريخت و زخمهايى در بدنش پيدا شد. صداى درشكه چى او را از چنگال افكار پريشان نجات داد.....

ادامه نوشته