تصميم؛ رمز موفقيت(شب هاى قدر، شب هاى پاداش، وظيفه پيرو اهل بيت عليهم السّلام)
تصميم؛ رمز موفقيت
الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين(1)
در روايت آمده است كه به امام صادق عليه السّلام عرض شد، يابن رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم «على ماذا بنيت أمرك(2)؛ تصميم خود را در اين دنيا بر چه اساسى قرار داده اى؟»
پاره اى مردم در اين دنيا بدون هيچ برنامه و تصميمى زندگى مى كنند. اين قبيل افراد بدون تصميم حركت مى كنند و اعمال و رفتارشان نيز بر اساس برنامه خاصى صورت نمى پذيرد و در واقع مانند كودكانى هستند كه صبح از خواب بيدار مى شوند و تا هنگام شب بدون هيچ فكر و اراده اى حركت مى كنند. اگر از آن كودك سؤال شود: برنامه امروز تو چيست و دنبال چه چيزى هستى؟ يقيناً جوابى نخواهد داد، زيرا خود او نمى داند چه كارى را بايد انجام دهد. دليل اين سرگشتگى كودك در اين است كه كارهاى او بدون تفكّر و برنامه ريزى است و درك مشخصى ندارد. انسان عاقل دقيقاً در تقابل با اين وضعيت قرار گرفته، داراى درك و اراده و شعور است و كارهاى خود را در قالب برنامه خاصى انجام مى دهد.
خداى متعال به انسان عقل عطا كرده است تا بتواند درك كند و در زندگى، كارهاى خود را بر اساس اراده و تصميم انجام دهد. هر انسانى بايد در زندگى براى خود هدفى را مشخص كند و در هر سن و سالى، از نوجوان چهارده ساله تا پير مرد هفتاد ساله، هر يك بايد براى باقى مانده عمر خود، تصميم و برنامه اى داشته باشند و در اين انديشه باشد كه آينده خود را چگونه بايد سپرى كند؟
خوردن، خوابيدن، زندگى كردن، مسافرت كردن جزء اهداف زندگى نيست و هيچ كدام از آنها هدف به شمار نمى آيد. اگر از هر انسان عاقلى سؤال شود: آيا گردش، تفريح، خوردن و آشاميدن جزء اهداف شماست، به يقين جواب، منفى خواهد بود. انسان عالم باشد يا كاسب، پير باشد يا جوان، ثروتمند باشد يا فقير، دكتر باشد يا مهندس، بايد در زندگى خود داراى هدف و تصميم باشد و بداند چگونه در زندگى مى خواهد رفتار كند، از چه راهى پول به دست آورد، در چه راهى آن را به مصرف برساند يا با همكاران خود چگونه رفتار كند.
بى ترديد براى تمام موارد يادشده بايد برنامه داشت و تصميم گرفت و انسان بايد زمانى را به فكر كردن و تصميم گرفتن اختصاص دهد. پرواضح است اين وقت و زمانى كه به گرفتن تصميم اختصاص مى يابد داراى ارزش و اعتبار فوق العاده اى است. بنابر قانونى كه خدا وضع فرموده و همگان در برابر آن يكسانند، انسان روزى از اين دنيا به سراى آخرت كوچ خواهد كرد و اين مسأله به هيچ وجه استثنا پذير نيست، اما انسان ها از اين حقيقت غافل هستند. امير المؤمنين عليه السّلام در اين باره فرموده است: «ولم يخلق الله يقيناً لا شك فيه اشبه بشك لا يقين فيه من اعدت(3)؛ خداى متعال هيچ يقينى را آميخته به شك نيافريده است، جز مرگ كه در عين حقيقى و يقين بودن آن هماره به ديده ترديد و شك بدان نگريسته مى شود». اگر به شخصى گفته شود كه هرگز نخواهد مُرد، آن شخص در جواب خواهد گفت: مرگ براى همه انسان ها و جانداران است و هيچ كس نمى تواند از آن فرار كند و هر انسانى سرانجام زمانى عمرش به پايان خواهد رسيد. بدين معنا كه اگر انسان 120سال عمر كند، مى داند عاقبت مرگ به سراغ او خواهد آمد، ولى يقين او با شك و ترديد همراه است.
اين جلسه از سال هاى پيش برقرار بوده و هست، اما بسيار افرادى كه در اين جلسات ساليان گذشته حضور داشتند اكنون در دل خاك آرميده اند كه خداى متعال آنان را غريق رحمت واسع خود بگرداند. از جمله مرحوم اخوى رحمة الله عليه كه در سال هاى قبل در اين جلسات سخنرانى مى كردند، ولى عاقبت از دنيا رحلت كردند. همين حقيقت مشكوك اگر با تأمل مورد كندوكاو قرار گيرد، به واقعيت مرگ پى خواهيم برد. آنچه مهم است اين كه انسان ها چگونه بايد با اين مسأله برخورد كنند؟ اگر كسى اين احتمال را بدهد كه روزى او را در دادگاه حاضر خواهند كرد، بى هيچ ترديدى نسبت به اعمال خود احتياط خواهد كرد، اگر انسان احتمال دهد اموال و خانه اش مصادره خواهد شد، براى جلوگيرى از اين اتفاق اقدامى خواهد كرد.
امير المؤمنين عليه السّلام درباره حقيقت مرگ مى فرمايند: اين مرگ به طور يقين پيش خواهد آمد، ولى مردم در آن شك دارند. انسان ها همگى گرفتار شهوات هستند. بايد توجه داشت كه شهوت تنها به مسائل جنسى محدود نيست، بلكه پول، رياست، ازدواج، فرزند، علم و ديگر خواسته هاى فراوان انسان را نيز شامل مى شود. هر كسى براى خود و بر اساس موقعيّت و فكر، داراى خواسته هايى است كه گاهى سبب رفتن انسان به بهشت مى شود و گاهى انسان را به دوزخ مى كشاند.
گاهى بعضى از انسان ها، با فرجامى نيكو از دنيا مى روند و مردم بعد از مرگ شان، براى آنان طلبِ رحمت مى كنند و بعد از گذشت ساليان دراز باز از آنان به نيكى ياد مى كنند. با قدرى تأمل در زندگى اين انسان ها در مى يابيم كه آنها خواسته هاى خود را در يك محدوده خاص انجام داده، در حيات و زندگى شان به مردم خدمت مى كردند و در نتيجه مردم از او راضى بودند. در مقابل، هنگامى كه انسان هاى بد از دنيا مى روند، مردم آنها را مورد لعن و نفرين قرار مى دهند و از خدا براى او طلب عذاب مى كنند كه اين نيز نتيجه اعمال ناشايست فرد است.
روزى در مسيرى با ماشين در حال حركت بودم كه صحبت از فوت شخصى شد. با اين كه شناخت زيادى از آن مرحوم نداشتم و فقط اسم او را شنيده بودم، گفتم: خدا او را رحمت كند، ولى شخصى كه در كنار من نشسته بود، با يك حرارتى از اعماق دل گفت: خدا او را نيامرزد!
با تعجب به آن شخص گفتم: اين چه صحبتى است كه شما مى كنيد؟ آن شخص تازه از دنيا رفته و ابتداى گرفتارى او در عالم آخرت است. او در جواب گفت: او با كار تجارى اى كه انجام مى داد سبب ورشكستگى من شد. مى بينيم كه اين شخص تازه فوت شده و افرادى نظير او در اولين لحظات بعد از مرگ دچار نفرين مى شوند. البته خداى متعال به هر نفرينى اعتنا نمى كند. خدا با علم خود به اشخاص پاداش و كيفر مى دهد، ولى انسان بايد به گونه اى در اين دنيا رفتار كند كه مردم همواره از او به نيكى ياد كنند و نبايد كارى انجام داد كه نفرين ديگران گريبان گيرمان شود. انسان بايد فكر كند كه آينده خود را چگونه بسازد. هر انسانى اعم از پير و جوان زن و مرد بايد به گونه اى رفتار كند كه مورد دعاى ديگران قرار گيرد و مردم هميشه از او به خوبى ياد كنند. شهوات در همه انسان ها قرار دارد و هر فردى نسبت به موقعيّتى كه دارد به دنبال شهوات خود حركت مى كند. مثلاً شخصى كه دوست دارد هر سال در درس خود قبول شود و و مدارج ترقى را پشت سر گذارد، بايد براى رسيدن به اين هدف، برنامه منظّمى داشته باشد. همچنين شخصى كه كاسب است و دوست دارد روز به روز در كسب و كار خود موفق تر شود بايد برنامه اى منظّم و دقيق داشته باشد.
● شب هاى قدر، شب هاى پاداش
امشب شب بيستم ماه مبارك رمضان است. روز قدر نيز مانند شب قدر داراى فضيلت و ارزش و مصادف با شهادت مولا امير المؤمنين عليه السّلام است. روزهاى قدر نيز مانند شب هاى قدر داراى فضيلت است. يكى از اين روزها گذشت و دو شب و دو روز ديگر باقى مانده است. به خود آييم و ببينيم چه كرده ايم و چه بهره اى برده ايم. به منظور نزديك شدن به ذهن ها مثالى بيان مى شود. افرادى كه به تحصيل علم مى پردازند در هر سطحى كه هستند از اول سال مطالعه مى كنند تا اين كه در پايان سال نمره خوبى به دست آورند. گاهى بعضى افراد يك ماه قبل از امتحانات شروع به درس خواندن مى كنند تا براى امتحان حاضر شوند و نمره مطلوبى كسب كنند. برخى نيز دو هفته مانده به امتحانات شروع به درس خواندن مى كنند كه اگر بكوشند و همت گمارند ضريب موفقيت آنان در امتحان قابل توجه خواهد بود.
ما نيز بايد در اين روزهاى پايانى ماه مبارك رمضان براى زندگى خود برنامه اى مرتب تدارك ببينيم، زيرا داشتن برنامه اگر تمام اهداف انسان را محقق نكند، بى ترديد بخش وسيعى از آن را عينيت مى بخشد. چند روز قبل، يكى از آقايان كاسب، داستانى را براى من نقل كرد. او گفت: روزى به منـزل شخصى وارد شدم. به ذهنم رسيد اگر بشود اين خانه را خريدارى كنم، اما از جهت مالى وضعيت خوبى نداشتم، لذا با خود انديشيدم پول اين خانه را ندارم، ولى خدا كه مى تواند اسباب آن را فراهم كند، امام عصر عجّل الله تعالى فرجه الشّريف كه قدرت اين كار را دارد. بالاخره با توسّلات بسيار، در مدت دو سال پول آن خانه را فراهم كرده و منـزل را خريدم. اكنون بعد از گذشت چند سال از اين قصه خيلى پشيمان هستم كه اى كاش اين منـزل را نمى خريدم، زيرا اگر اين گونه براى بهشت توسل كرده بودم، بهشتى مى شدم.
گاهى انسان خواسته اى دارد كه با اِصرار و بعد از زحمات فراوان البته با تصميم قلبى به آن مى رسد، ولى عاقبت پشيمان مى شود كه عمر خود را نيز به هدر داده و ديگر راه برگشت ندارد. در روايت آمده است: زمانى كه پاره اى از مردم از دنيا مى روند در مى يابند كه تمام عمر خود را تلف كرده، به دنبال پول و رياست و شهوات، به بيهودگى گذرانده اند و عاقبت تمام آنها را در دنيا گذاشته و تنها به عالم آخرت آمده اند. علامه مجلسى رحمة الله عليه در بحار الانوار روايتى آورده است كه: عده اى از انسان ها از هنگام مرگ تا روز قيامت از شدت ناراحتى بسيار متحيّر و سرگردان هستند، زيرا زمانى كه در دنيا بودند از فرصت ها استفاده نكرده و عمر خود را به هدر دادند.
بايد توجه داشت كه اين روايات ما را نيز در بر مى گيرند، پس بايد به گونه اى عمل كنيم كه فردا پشيمان نشويم. اين ماه مبارك رمضان و بهترين وقت براى انسان است تا آدمى براى زندگى خود يك تصميم جدّى گرفته و آن را در چارچوبى منظّم و دقيق قرار دهد.
● دونكته
در اين جا دو مسأله را يادآورى مى كنم: ابتدا مسأله عراق و مخصوصاًَ شهرهاى مقدس آن است. كربلا، نجف، كاظمين و سامرا از اماكن بسيار مقدسى هستند كه اكثر ساكنين آنها را شيعيان تشكيل مى دهند. بعضى از آقايان نقل كردند كه در نيمه شعبان امسال، از بغداد به طرف كربلا حركت كرديم. در اطراف مسير تا كربلا مردم دسته دسته، پياده به زيارت امام حسين عليه السّلام مى رفتند. داخل اين شهرها انسان هاى بسيار متديّن زندگى مى كنند كه اغلب آنها در سى سال اخير سخت ترين فشارها را تحمل نموده اند. همين امروز آقايى كه از عراق آمده است، دست و پاى خود را به من نشان داد كه با دِلـِر توسط رژيم عراق سوراخ شده بود. همچنين جوان ديگرى را ديدم كه گوش او را بريده بودند. بى ترديد اينها برادران ما هستند كه اين طور تحت فشار و آزار و اذيت رژيم بعثى عراق قرار گرفته بودند. اين افراد اكنون به امور بسيارى نيازمندند، ولى مهم ترين نيازهاى آنان، در عرصه فرهنگ است. كسانى كه دشمن تشيّع هستند با ميليون ها جلد كتاب و مجلّه، افكار ضدّ اهل بيت عليهم السّلام را بين مردم ترويج مى كنند كه بعد از آن هم مسائل ديگرى وجود دارد كه دشمنان براى آن نيز برنامه ريزى كرده اند. الآن فرصت خوبى است كه هر فرد با توانمندى مالى، زبانى و با تشويق ديگران، در اين زمينه كار كند چه اين كه در روايت آمده است: «الدال على الخير كفاعله(4)؛ راهنماى به خير [در پاداش] مانند كسى است كه آن را انجام داده باشد». بنابراين اگر فردى فرد ديگرى را به انجام كارى نيك تشويق كرد مثل ثواب آن شخص در نامه اعمال او ثبت خواهد شد.
بر همين اساس همانند پاداش عبادتى كه همگان انجام مى دهند در نامه عمل پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم نيز ثبت مى گردد، زيرا پيامبر خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم همگان را به نماز خواندن تشويق كرده است. هر كدام از ما هر عمل خوبى را كه انجام دهيم معادل ثواب آن عمل در نامه عمل پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم نيز ثبت مى شود. آينده مؤمنين عراق را بايد خود مؤمنين آن جا پى ريزى كنند، لااقل بايد يك مقدارى از امور آن دست مؤمنين باشد و غير مؤمنين نبايد به تنهايى تمام آينده عراق و سود و منفعت آن را تصاحب كنند. لذا هر شخصى بايد با تشويق نمودن، افرادِ ديگر را به فعاليت و كار كردن ترغيب نمايد.
نكته ديگر حسن خلق است كه نزد خداى - تبارك و تعالى - اهميت فراوانى دارد و براى انسان ها ضرورى است و بايد براى رسيدن به اين ويژگى ارزشمند تصميم جدّى گرفت. اگر مردى اخلاق بد دارد سعى كند حتى الامكان با زن خود بد اخلاقى نكند و اگر زنى، شوهر بد اخلاق دارد بايد سعى كند كه او را تحمل كند. اين كار فقط نياز به يك تصميم جدّى و محكم دارد، ولى اگر انسان براى كارى تصميم گرفت ديگر پاى بندى به آن مشكل نخواهد بود. انسان هاى شگفتى آفرين در كارهاى خود تصميم جدّى و محكم دارند و با همين تصميم محكم، كارهاى بسيار سختى را انجام داده اند. اگر انسان تصميم به انجام كارى بگيرد ديگر مشكلى وجود ندارد، زيرا مشكلات خود به خود حل مى شوند. در روايت آمده است: «ليسَ سَهل إلاّ مَا اسْتَهسَلت؛ آسان آن است كه آسان گرفته شود». زمانى كه انسان تصميم به كارى بگيرد خدا نيز كار را براى او آسان مى كند.
البته اين بدين معنا نيست كه مشكلات وجود ندارد، بلكه دنيا با مشكلات آميخته شده است و مشكلات به روح انسان فشار وارد مى سازد. اين مطلب را مكرّر عرض كردم، شما نيز اگر بررسى كنيد به همين نتيجه خواهيد رسيد. دو مطلب در اين دنيا جلوه بسيار بدى دارند، يكى خودكشى و يكى تيمارستان و ديوانگى. كسانى كه دست به خودكشى مى زنند و خود را حلق آويز مى كنند در موقعيتى هستند كه دنيا برايشان بسيار تيره و تار شده، اندك اميدى به آينده ندارند. اين انسان ممكن است شخصى عادى يا استاد دانشگاه باشد، ولى در هر صورت ديگر دنيا براى او جذّابيتى نداشته و زندگى شخصى و فاميلى براى او اهميت ندارد.
مورد ديگر، تيمارستان است. كسانى كه - نعوذ بالله - بيمار هستند مردم آنها را به تيمارستان مى سپرند، زيرا چنين افرادى به حدى دچار آشفتگى روانى هستند كه بيمارستان براى آنان كارساز نيست. اگر آمار بيماران تيمارستان ها را بررسى كنيد خواهيد ديد كه در ميان آنها يك مؤمن واقعى وجود ندارد، زيرا مؤمن هر چقدر هم تحت فشار روانى باشد باز هم بر روح او اثر نمى گذارد و به حدّى نمى رسد كه دنيا در نظر او تيره و تار شود. در تمام اين تيمارستان ها يك مؤمن تمام عيار پيدا نخواهيد كرد. البته منظور از مؤمن، كسى نيست كه فقط نماز بخواند، بلكه مؤمن كسى است كه تصميم گرفته باشد در رفتار خود تغيير دهد و آن را عملى كند. شايان توجه است كه خوش اخلاقى از ويژگى هاى مؤمن است. امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايند: «من طلب شيأ ناله او بعضه(5)؛ هر كس چيزى را بخواهد، آن را به دست خواهد آورد يا در چند قدمى آن قرار خواهد گرفت» اگر انسان براى دست يافتن به اين خصلت تصميم بگيرد و در اين راه بكوشد، موفق خواهد شد. در واقع تصميم و اراده چنان كارآمد است كه بيماران درمان ناپذير را بهبود مى بخشد. موارد زيادى از بيماران سرطانى كه در آستانه مرك قرار داشتند، اما تصميم گرفتند سلامت خود را باز يابند و موفق شدند.
بچه اى كه به مدرسه مى رود تصميم مى گيرد حتماً قبول شود، لذا به مطالعه مى پردازد و آخر سال نيز قبول مى شود و اگر تجديد شود موارد تجديدى اش اندك است. در مقابل كسى كه براى درس خواندن برنامه ريزى نداشته و تصميم جدّى براى قبولى ندارد، آخر سال نيز توفيقى نخواهد يافت. كسى كه سعى كند با خانواده خود خوش اخلاق باشد اگر طرف مقابل نيز بد اخلاقى كرد، او بايد خوش اخلاقى كند تا اعصاب او سالم بماند و باعث خوش اخلاقى ديگران شود، ولى اگر خوش اخلاق نشد و به بد اخلاقى روى آورد ممكن است كار او به خودكشى برسد يا گرفتار تيمارستان شود كه آن نيز فرجامى سخت و وحشتناك است. بنابراين خوش اخلاقى نه تنها براى دنيا كه براى آخرت سودمند است. فراموش نشود كسى كه در برخورد با نزديكان و آشنايان رفتارى خوش و اخلاقى نيكو در پيش گيرد، به يقين پيرو اهل بيت عليهم السّلام است و اگر خانم با ايمانى هم سعى كند خوش اخلاق باشد اين خانم پيرو حضرت زهرا سلام الله عليها و حضرت زينب سلام الله عليها است.
مؤمن بايد مثل شيشه عطر باشد، شيشه عطر هر كجا كه باشد و در هر شرايطى، حتى در كنار سطل زباله همچنان بوى شامه نواز از خود مى تراود. اهل بيت عليهم السّلام اين گونه بوده اند.
● روزنه اى به تاريخ
امير المؤمنين عليه السّلام در زمان خود رئيس بزرگ ترين حكومت روى كره زمين بودند كه در حال حاضر نظير چنين حكومتى را كه بر همه زمين حكومت كند در جهان نداريم. حكومت زمان امير المؤمنين عليه السّلام از نظر جمعيت و امكانات از همه حكومت هاى امروز گسترده تر و قوى تر بوده است. اين داستان مربوط به زمانى است كه امير المؤمنين عليه السّلام رئيس حكومت بودند. روايت شده است پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم شب هاى ماه مبارك رمضان نماز تراويح(6) مى خواندند. در اولين شب ماه مبارك رمضان پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم جهت اقامه نماز وارد مسجد شدند. مسلمان ها نيز پشت سر پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم به صف ايستادند تا نماز را به جماعت بخوانند. پيامبر خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمودند: اين نماز با جماعت خوانده نمى شود و خواندن نمازهاى مستحبى (نماز شب، نافله و ... ) با جماعت حرام است. طبق نوشته هاى اهل تسنن پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم به منزل رفتند تا نماز را در آن جا بخوانند و اين سنّت تا زمان عمربن خطاب جارى بود، اما عمر گفت: چرا مسلمان ها به تنهايى نماز مى خوانند؟ بهتر است تراويح را به جماعت بخوانند. او مى پنداشت - نعوذ بالله - از پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم به احكام خدا آشناتر است، لذا نماز تراويح را به جماعت خواند. بعد از عمر عثمان نيز نماز تراويح را با جماعت خواند. وقتى نوبت به امير المؤمنين عليه السّلام رسيد حضرت در ماه مبارك رمضان به عنوان رئيس حكومت اسلامى فرمودند: خواندن نماز تراويح به جماعت حرام است، زيرا پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم نيز خواندن آن را به جماعت تحريم كرده بود.
ناگهان سر و صدا و هياهوى حاضران فضا را پر كرد. امام حسن مجتبى عليه السّلام خدمت پدر رسيدند و عرض كردند: يا امير المؤمنين، عده اى از اين افراد كه سال ها نماز تراويح را به جماعت خوانده اند، تظاهرات كرده اند و مى گويند: ما مى خواهيم نماز تراويح را به جماعت بخوانيم.
امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: آنها بروند و نماز تراويح را به جماعت بخوانند و با اين عمل، حرف خود را پس گرفتند و حتى يك نفر را كيفر نكردند.
اين مطلب و هزاران مورد ديگر نشان دهنده اخلاق خوب اهل بيت عصمت و طهارت است. با اين كه نماز تراويح با جماعت صد در صد غلط بود و آنها نيز از اين اشتباه مطلع بودند و مى دانستند پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم اين نماز را به جماعت نخوانده است و تنها به دليل لجاجت بر چنين كارى اصرار داشتند، ليكن امير المؤمنين عليه السّلام با اخلاق شايسته با آنها رفتار نمودند. انسان اگر گرفتار آدم بد اخلاق شد بايد با اخلاق خوب با او برخورد كند. به عنوان مثال، آتش هيچ گاه با آتش خاموش نمى شود و بايد با آب آتش را خاموش كرد.
● وظيفه پيرو اهل بيت عليهم السّلام
در روايتى از پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم آمده است: «يا ام سلمه حسن الخلق ذهب بخير الدّنيا والأخرة(7)؛ انسان خوش اخلاق خير دنيا و آخرت را از آن خود كرده است».
خير آخرت مشخص و روشن است، اما انسان خوش اخلاق در اين دنيا بيمار نمى شود، كار او به تيمارستان نمى انجامد، خودكشى آخرين راه حل او نخواهد بود و از بيمارى هاى روانى در امان خواهد ماند. آدمى كه تصميم به خوش اخلاقى گرفت هميشه در كارها موفق است. از اين رو انسان بايد تصميم بگيرد با همه خوش اخلاق باشد و به همگان خدمت كند. خداى - تبارك و تعالى - به هر فردى نعمت هايى را عطا كرده است. به بعضى ها پول و ثروت داده، به برخى ديگر زيركى، به ديگرى موقعيت و اعتبار اجتماعى عنايت كرده و به ديگرى قدرت و شخصيت مرحمت فرموده است. انسان بايد از اين نعمت ها در جهت برآوردن نيازهاى ديگران استفاده كند. مثلاً شخصى مشكل ازدواج دارد يا با زن و بچه خود نزاع و ناراحتى دارد، شخص ديگر دچار كسالت و بيمارى شده است و فرد ديگرى مشكل سياسى و اجتماعى دارد. در چنين شرايطى انسان بايد سعى كند گرفتارى هاى ديگران را تا آن جا كه مى تواند برطرف كند و براى اين كار يك گروه چند نفرى تشكيل دهد و در هر هفته يك روز و يا ساعت معيّنى را براى اين كار اختصاص دهد. انسان بايد افرادى را كه در زندگى مشكل دارند شناسايى و سعى كند مشكلات آنان را برطرف سازد. كسى كه حوائج مردم را برآورده كند، خدا نيز نيازهاى او را برطرف خواهد كرد.
مجدداً يادآورى مى كنم كه اين نكته ها را فراموش نكنيد، يكى مسأله عراق و رسيدگى به مؤمنين آن جا از لحاظ فرهنگى و اجتماعى است و مسأله ديگر خوش اخلاقى و قضاى حوائج مؤمنين است؛ البته چنين اقدام هايى نيازمند تصميم جدى است و انسان بايد از فرصت پيش آمده استفاده كند و هم اكنون تصميم بگيرد كه اعمال خير و خوب انجام دهد تا خداى - تبارك و تعالى - او را يارى كند و در نتيجه در اين دنيا موفق شود و در آخرت نيز در شمار رستگاران قرار گيرد.
اميدوارم خداى متعال به بركت آقا امير المؤمنين عليه السّلام در اين ايام و شب هاى مقدس ماه مبارك رمضان در جوار بى بى دو عالم حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها همگى ما را موفق به اعمال صالح فرمايد و اگر كسى تا امروز توفيق عمل خير را نداشته، پروردگار متعال به او توفيق عنايت كند و هر كسى هم كه موفق بوده خداى منان توفيقات او را بيش از پيش زياده گرداند.
وصلى الله على محمد وآله الطاهرين
1) متن تدوين شده سخنرانى حضرت آية الله العظمى سيد صادق شيرازى كه در تاريخ نوزدهم ماه مبارك رمضان 1424ق. ايراد شده است.
2) بحار الانوار، ج 75، ص 229.
3) بحار الانوار، ج 75، ص 246.
4) بحار الانوار، ج 93، ص 175.
5) معجم نهج البلاغة ج2 ص92.
6) نماز تراويح هزار ركعت است كه در ماه رمضان خوانده مى شود. در دهه اول هر شب بيست ركعت و در دهه دوم هر شب سى ركعت و شب هاى قدر هر شب صد ركعت خوانده مى شود. پيامبر خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم اين هزار ركعت نماز را در شب هاى مبارك رمضان مى خواندند.
7) خصال شيخ صدوق، ص 42.
منبع:
منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتربزرگ مرجع جهان تشیع،حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق شیرازی
گروه وبلاگ های تخصصی واحد فرهنگی حسینیه شهزاده علی اکبر(ع) بجنورد درنظرداردبنام هریک ازمعصومین علیهماالسلام وبلاگ تخصصی برای استفاده عموم ایجاد نماید ودومین وبلاگ بنام دومین معصوم یعنی صدیق اکبر، فاروق اعظم، موالموحدین ، ابوتراب حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام نامگذاری و شروع به فعالیت مینماید. امید است مطالب مندرج مورد استفاده عزیزان قرارگیردوهمچنین آماده دریافت نظرات ، مقالات و دل نوشته های عاشقان پیامبراسلام (ص) و آل پیامبرعلیهماالسلام برای درج دروبلاگ هستیم