غدير چشمه زلال ولايت (۵) پيامدهاى نفى غدير و مسئوليت ما در برابر غدير
غدير چشمه زلال ولايت (۵)
خاتمه
پيامدهاى نفى غدير
در اين جا اين سؤال پيش مى آيد كه در اثر كنار نهادن اميرالمؤمنين(عليه السلام)از منصب خلافت و ناديده گرفتن فرمان خداوند متعال در روز غدير كه از سوى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) ابلاغ شد، چه رخدادهايى چهره نمود؟
حقيقت اين است از وقتى كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) را، پس از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به مدت 25 سال خانه نشين كردند و عملا غدير را نفى نمودند، كينه توزى ها، كشتارها، جنگ ها و ستمگرى ها بروز كرد كه با ظلم به صديقه طاهره حضرت زهرا(عليها السلام)كه به سِقط شدن حضرت محسن انجاميد، آغاز شد و سپس جنگ هايى در پى داشت ـ كه آتش افروزان آن ـ آن ها را «جنگ هاى ردّه» خواندند و البته رشته جنگ همچنان تا به امروز امتداد يافته كه ميليون ها انسان را به كام مرگ فرستاده است. و تمام اين نابرابرى ها و ستمگرى ها و كشتارها، پيامد نفى غدير و دور كردن اميرالمؤمنين(عليه السلام) از خلافت بود؛ همو كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)درباره اش فرمود:
هذا وليّكم من بعدي(1)؛ اين (على) پس از من سرپرست شماست.
روايتى وجود دارد كه بايد در آن انديشيد و تأمل نمود. اين روايت مؤيد سخن ما درباره دستاوردهاى تحقق اهداف غدير است و مفاد آن اين است كه اگر غدير تحقق مى يافت:
...لما اختلف في هذه الامة سيفان(2)؛ در ميان اين امت دو شمشير به مصاف يكديگر نمى رفتند (حتى بين دو نفر جنگى رخ نمى داد).
اين سخن نه از سر گزافه گويى، بلكه گفته فرزند اميرالمؤمنين(عليه السلام)و حقيقتى است بايسته تأمل.
بى ترديد اگر آن سان كه خدا و پيامبر گرامى اسلام خواسته بودند، امت اسلامى در خط اهداف غدير قرار مى گرفت، از سوى كسانى كه اهداف غدير به كام شان خوش نمى آمد، جنگى بر اميرالمؤمنين(عليه السلام) تحميل نمى شد، همان جنگ هايى كه برخورداران از حمايت هاى پيشينيان بر حضرتش، تحميل كردند. متأسفانه وضعيت، صورت ديگرى يافت و در نتيجه نفى غدير، در طول تاريخ [هزار و چهارصد ساله] جهان شاهد جنگ، ويرانى، ستمگرى، فساد و هتك حرمت هاى فراوانى بوده و كار به جايى رسيد كه امروزه مى بينيم تقريباً در سراسر گيتى، عرصه جنگ، استبداد، كشتار، خشونت و به بردگى كشيدن مردم شده است. يكى ديگرى را مى كُشد و شخصى، به همنوع خود ستم روا مى دارد و جاى جاى اين گستره خاكى شاهد آدم ربايى، نسل كشى و ويرانى است كه تماماً پيامد نفى غدير است؛ پيامدى كه حضرت صديقه طاهره، فاطمه زهرا(عليها السلام)، نسبت به آن هشدار داد و فرمود:
...ثم احتلِبوا طِلاع القعْب دماً عبيطاً، وزعافاً ممقِّراً هنالك يخسر المُبْطلون، ويعرف التّالون غِبَّ ما أسّس الأولون ثم طِيبوا عن أنفسكم أنفساً، واطمئنوا للفتنة جائشاً، وأبشروا بسيف صارم، وهرج شامل، واستبداد من الظالمين، يدع فيئكم زهيداً، و زرعكم حصيداً. فياحسرتي لكم،وأنّى بكم وقد «فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَ أَنتُمْ لَهَا كَـرِهُونَ»(3)-(4)؛ آن گاه با ظرف [چوبين] خون تازه بدوشيد (بريزيد) و زهرى كشنده و تلخ بدرويد. [بدانيد] آن گاه است كه باطل كاران زيان مى بينند و آيندگان، فرجام كار پيشينيان را خواهند ديد، پس [در آن روزگار] به ميل خود دست از جان خويش بشوييد، و براى فتنه سختْ ترساننده، خويش را آماده كنيد و [خويش را] به [چيرگى]شمشيرى بى رحم و برنده و كشتارى فراگير و استبدادى از ستمگران مژده دهيد [تيغ برنده و كشتارى فراگير و استبدادى كه] سهم (يا دارايى) تان را بى مقدار و كِشت تان را [چنان] درو كند [كه گويى پيش تر وجود نداشته (كنايه از ويرانى و ظهور حكومت ظالم) است.]
بر شما دريغ مى خورم و چه توان كرد كه [آنچه خدا به ما داده و ما را بدان، منزلت و بزرگى بخشيده،] «بر شما پوشيده است آيا ما [بايد] شما را در حالى كه بدان [منزلت و بزرگى] اكراه داريد به [پذيرفتن] آن وادار كنيم؟».
:: مسئوليت ما در برابر غدير
از آن جا كه غدير و مفهوم و حقيقت آن از جامعه دور نگاه داشته شد، طبيعتاً بيگانگى و ناآشنايى جهان را با اين فرهنگ به دنبال داشته و اين امر سبب شد تا مردم، به ويژه آنان كه از مكتب اميرالمؤمنين(عليه السلام) بهره اى نگرفتند و از سيره آن حضرت دورى گزيدند، از چشمه زلال و جوشان غدير و داده هاى آن محروم بمانند.
با اين تفصيل، وظيفه ما ـ كه به بزرگى زيان هايى كه در پى نفى غدير متوجه بشريت شده پى برده ايم ـ چيست؟
و به ديگر سخن چگونه غدير را احيا كنيم؟
از عبدالسلام بن صالح هروى روايت شده است كه گفت: از امام رضا(عليه السلام) شنيدم كه مى فرمود: رحم الله عبداً أحيى أمرنا؛ خداى، رحمت كند آن بنده اى كه امر ما را احيا كند.
پرسيدم: احياى امر شما چگونه ممكن است؟
فرمود: يتعلّم علومنا و يعلّمها الناس(5)؛ علوم ما را فرا گيرد و آن را به مردم بياموزد.
مى بينيم كه امام رضا(عليه السلام) كار تعليم را به شيعه يا پيروان ديگر مذاهب اسلامى محدود نكرده، بلكه واژه «ناس» (مردم) را به كار برده است و اين بدان معناست كه به همه مردم بياموزد.
اكنون در جهانى روزگار مى گذرانيم كه مردمان آن، بلكه ـ متأسفانه ـ بيشتر مسلمانان با غدير و آموزه هاى اهل بيت(عليهم السلام)بيگانه اند. در چنين شرايطى و به منظور آشنايى با حجم و سنگينى مسئوليتى كه غدير بر دوش ما نهاده است، بايد از خود بپرسيم: جهان معاصر چه اندازه با غدير آشنا شده و ژرفاى آن را كاويده است؟ و اگر جهان، با اين فرهنگ جهان شمول بيگانه است، چه كسى مسئول زدودن اين جهل و بيگانگى است؟ و مسئوليتى كه بايد در قبال جوامع اسلامى به انجام برسانيم، چگونه است؟
حقيقت اين است كه نسل امروز، غالباً تصورى روشن و درست از غدير ندارد كه در اين مورد، مسئوليت روشنگرى و آگاهى بخشى در مرتبه اول بر عهده ماست كه اگر ميثاق غدير را ـ آن گونه كه موظفيم ـ بيان كنيم، بى ترديد جامعه وضعيت بهترى خواهد داشت. در اين راستا بايد به جهانيان اين آگاهى را بدهيم كه غدير، يعنى جوشش مستمر، سرزندگى و نشاط اسلام و شاداب نگاه داشتن آن براى تحقق رفاه، توسعه بخشيدن به گستره آن، پيشرفت، ترقى و آباد كردن جوامع انسانى است.
مسئوليت پذيرى صاحبان ثروت نسبت به ديگر افراد جامعه، از بين بردن پديده خوردن ازدست رنج ديگران و سربار بودن و دسته ها و باندهاى مخرب، ديگر مفهوم غدير است، چه اين كه فرهنگ غدير متوليان امور اقتصادى را امانتدارانى مى داند كه شريان حيات مدنى را به عنوان عامل محرك و شتاب دهنده جامعه، در دست دارند.
از اين رو بر ما واجب است اين حقيقت را به همگان بباورانيم كه غدير ميثاق «أولواالأمر» با خداوند است؛ همان هايى كه از سوى خدا فرمان يافته اند تا سطح زندگى خود را با ضعيف ترين افراد جامعه همسان سازند و در خوراك، پوشاك، مسكن و جز آن، با آنان همگون شوند.
دگر باره تأكيد مى شود كه مسئوليت سنگينى كه در مورد غدير بر عهده ما نهاده شده و نيز ضرورت پاى بندى به آن در جهان معاصر، مى طلبد كه آموزه هاى غدير را بگسترانيم و همگان را به برخوردارى از اين خوان گسترده آسمانى فرا خوانيم كه در غير اين صورت، اميد به كوتاه شدن دست خودكامگان، نجات دادن بشريت از وضع بسيار بد و وحشتناك فعلى و رسيدن به ساحل امنيت، رفاه، عدالت و آزادى، انتظارى بيهوده است.
بنابراين هرگاه از غدير سخن گفته شود، در واقع سخن از معانى والايى است كه در فرهنگ غدير نهفته است.
سخن آخر اين كه بايد در اين مناسبت شكوهمند، با اهل بيت(عليهم السلام)، به ويژه با صاحب غدير، اميرالمؤمنين(عليه السلام) تجديد بيعت كرده، با آن پاكان پيمان فرمانبردارى و ولايت ببنديم و بدانيم كه بر ما واجب است با قلم و بيان و مال و گفتار و كردار خويش، بيش از پيش، آموزه هاى نورانى غدير را به مردم بشناسانيم تا از اين رهگذر، جهان تشنه معنويت از چشمه زلال غدير سيراب گردد.
از خداى متعال مسئلت دارم توفيق شناخت حرمت و عظمت اين روز شكوهمند را به همگان عطا فرمايد. ان شاءالله.
(2). ر.ك: بحرانى، حلية الأبرار، ج 2، ص 77.
(3). هود (11)، آيه 28.
(4).ر.ك: شيخ صدوق، معانى الأخبار، ص 336 ـ 338.
(5). همان، ص 180
گروه وبلاگ های تخصصی واحد فرهنگی حسینیه شهزاده علی اکبر(ع) بجنورد درنظرداردبنام هریک ازمعصومین علیهماالسلام وبلاگ تخصصی برای استفاده عموم ایجاد نماید ودومین وبلاگ بنام دومین معصوم یعنی صدیق اکبر، فاروق اعظم، موالموحدین ، ابوتراب حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام نامگذاری و شروع به فعالیت مینماید. امید است مطالب مندرج مورد استفاده عزیزان قرارگیردوهمچنین آماده دریافت نظرات ، مقالات و دل نوشته های عاشقان پیامبراسلام (ص) و آل پیامبرعلیهماالسلام برای درج دروبلاگ هستیم