گريه نكير و منكر  

یکى از علماى ربانى و صاحب کرامات عارف سالک مرحوم آیت اللَّه شیخ حسنعلى اصفهانى نخودکى است. وى در نیمه ذیقعده سال ۱۲۷۹ هجرى قمرى در محله جهانباره اصفهان دیده به جهان گشود و در ۱۷ شعبان سال ۱۳۶۱ در ۸۲ سالگى در مشهد رحلت کرد، قبر او در صحن عتیق بارگاه ملکوتى امام رضاعلیه السلام مى‏باشد. نظر به این که او در اواخر عمر، چند سال در روستاى »نخودک« نزدیک مشهد زندگى مى‏کرد به نخودکى معروف شد.
این عالم ربانى از شفیتگان خاندان رسالت و امام حسین‏علیه السلام بود، و هر سال دهه محرم در منزل خود مجلس روضه برپا مى‏کرد و شب شام غریبان نیز مجلس روضه داشت، و بسیار گریه مى‏کرد، و یاد مصائب امام حسین‏علیه السلام برایش بسیار جگرسوز بود. به طورى که نام امام حسین‏علیه السلام او را گریان مى‏کرد.
نقل شده است که وقتى از دنیا رفت، یکى از وارستگان، او را درعالم خواب دید و احوال او را پرسید، او گفت: وقتى که مرا در قبر نهادند دو فرشته نکیر و منکر براى سؤال و جواب نزدم آمدند، از توحید و نوبت سؤال کردند، جواب دادم تا این که از امامان‏علیهم السلام پرسیدند: نام امیرمؤمنان على‏علیه السلام را به زبان آوردم که امام اول من است، سپس نام امام حسن‏علیه السلام را به زبان آوردم، وقتى که نام امام حسین‏علیه السلام را به عنوان امام سومم به زبان آوردم بى اختیار گریه کردم، آن دو فرشته نیز منقلب شده گریه کردند، سپس به همدیگر گفتند: آزادش کنیم کار این آقا با امام حسین‏علیه السلام است، دیگر نیاز به سؤالات دیگر نیست، مرا آزاد نمودند و رفتند، و اینک مى‏بینى که آزادم و در جایگاه خوبى به سر مى‏برم.(۳)
۳) داستانهاى شگفت شهید دستغیب: ص۷۸.
----------------------------------------------------------------

عزادارى ارواح در قبرستان  

در مجله حوزه شماره پنجاه و یک آمده است که: مرحوم آیت اللَّه شیخ محمد تقى آملى )ره( مى‏فرمود: حدود چهل سال از سن من مى‏گذشت، روزى به قم مشرف شدم، روز عاشورا در صحن حضرت معصومه‏علیها السلام عزادارى مفصلى بود، روضه مى‏خواندند و من هم خیلى متأثر شدم و زیاد گریه کردم. سپس به قبرستان شیخان - در نزدیکى حرم مطهر - رفتم و زیارت اهل قبور مى‏خواندم )السلام على اهل لا اله الا اللَّه(.
در این هنگام دیدم تمام ارواح روى قبرهایشان نشسته‏اند و همگى مى‏گفتند: علیکم السلام آنگاه زمزمه‏هایى شنیدم مثل آنکه درباره امام حسین‏علیه السلام و عاشورا بود که مى‏گفتند: اى حسین اى حسین اى حسین جان به این معنى که آنها هم عزادارى مى‏نمودند(۴).
۴) دین ما علماى ما: ص۱۵۴

-----------------------------------------------------------

همگى در مجالس امام حسين‏عليه السلام شركت كنيد  

مرحوم آیت اللَّه کوهستانى شب اول محرم منبر مى‏رفت و براى تشویق مردم جهت شرکت در مجالس سوگوارى سیدالشهداءعلیه السلام چنین مى‏فرمود:
»در کربلا از سنین مختلف اعم از پیر، جوان، کودک، زن و مرد، حضور داشتند شما هم از پیر، جوان، زن و کودک همگى با شور و حال در مجالس امام حسین‏علیه السلام شرکت کنید.«(۹)
همچنین معظم له در وصیت نامه‏ى خود تأکید نموده است که بازماندگانش، مجالس شبهاى پنج شنبه و جمعه هفتگى را ادامه دهند.(۱۰)
۹) قله پارسایى: ص۱۸۹.
۱۰) گلشن ابرار: ج۳، ص۴۰۱.
-------------------------------------------------------

ثواب شركت در مجالس عزادارى  

فرزند مرحوم علامه امینى، هنگامى که علامه را در خواب مى‏بیند از ایشان سؤال مى‏کند؛ کدام یک از اعمالتان موجب نجات شما شد؟ کتاب الغدیر یا سایر تألیفات شما یا تأسیس بنیاد و کتابخانه امیرالمؤمنین‏علیه السلام؟
علامه تأملى نموده و مى‏فرماید: فقط زیارت اباعبداللَّه الحسین‏علیه السلام
ایشان به علامه مى‏گوید: شما مى‏دانید اکنون روابط ایران و عراق تیره شده و راه کربلا بسته شده است براى زیارت چه کنیم؟
علامه در پاسخ مى‏فرماید: »در مجالس و محافلى که  جهت عزادارى امام حسین‏علیه السلام برپا مى‏شود شرکت کنید تا ثواب زیارت امام حسین‏علیه السلام را به شما بدهند«.(۱۱)
۱۱) طوباى کربلا: ص۱۱۱

-----------------------------------------------------

اهميت روضه خوانى در منزل  

مرحوم آیت اللَّه شیخ عبداللَّه مامقانى )ره( در یکى از تألیفات خود به فرزندشان چنین سفارش مى‏نمایند: »تا جایى که لقمه نانى از گلویتان پایین مى‏رود، روضه خوانى در منزل را ترک نکنید«.(۱۲)
برپاداشتن شعائر الهى
مرحوم آیت اللَّه العظمى مرعشى نجفى )ره( در وصیت‏نامه خود مى‏فرماید:
»سفارش مى‏کنم در کوشش و پایدارى در به پا داشتن شعائر الهى در حسینه‏اى که در قم مقدس بنیانگذارى کرده‏ام«(۱۳).
۱۲) همان: ص۱۶۵.
۱۳) بر ستیغ نور: ص۱۱۳

-------------------------------------------------------------

تشرف به مجالس امام حسين‏عليه السلام  

مرحوم علامه مداح در کتاب خاطرات خود مى‏نویسد؛
مرحوم آیت اللَّه العظمى حاج سیداحمد خوانسارى در روزهاى آخر عمر شریفشان به آقازاده‏ى خود مى‏فرمایند: »من دارم دست خالى از دنیا مى‏روم، تنها چیزى که با خود مى‏برم، تشرفم به مجالس امام حسین‏علیه السلام و اهل بیت‏علیهم السلام است«(۱۴).
شرکت مرتب و منظم در مجالس روضه
مرحوم آ یت اللَّه میرزا على اکبر مرندى که از شاگردان علامه قاضى )ره( بوده، در توصیه‏هاى خود فرموده‏اند: »در مجالس روضه‏ى اهل بیت‏علیهم السلام به طور مرتب و منظم شرکت کنید و عاشقانه براى اهل بیت‏علیهم السلام خصوصاً امام حسین‏علیه السلام اشک بریزید«.(۱۵)
۱۴) خاطرات ۶۰ سال خدمت گذارى: ص۱۵۸.
۱۵) شیوه‏ى رندى: زندگینامه و کلمات قصار: ص۳۷.

-------------------------------------------------------------
برخى ويژگى‏هاى مجالس عزادارى  

مرحوم شیخ جعفر شوشترى )ره( در خصائص الحسینیه چنین مى‏نویسد:
»مجالس عزادارى امام حسین‏علیه السلام همانند بارگاه و مرقد شریف آن حضرت است که محل اجابت دعا مى‏باشد. در هر محفل و مجلسى که دلها به یاد او نرم و خاضع شود مرقد نورانى امام حسین‏علیه السلام خواهد بود.
مجلس عزادارى امام حسین‏علیه السلام معراج سوگواران و شیفتگان آن حضرت است. زیرا محل فرود صلوات و رحمت خاص الهى براى آمرزش گناهان بوده و موجب بالا رفتن درجات آن مى‏گردد، در این مجالس اگر یک نفر مورد چنین لطفى واقع شود، امید است که این لطف و رحمت الهى، دیگران را نیز در برگیرد و تمام اهل مجلس را که در آن هدف شریک هستند بهره‏مند سازد«.(۱۷)
۱۷) خصائص الحسینیه: ص۲۵۶.

--------------------------------------------------------------------

وجه تسميه كربلا  

بعضى گفته اند: کربلا مشتق از کَربَله ، بفتح کاف و باء موحده بر وزن عنفله ،بمعنى رخوت و نرمى است ، یقال به کربله (اى رخوه فى قدمیه ) بخاطر آنکه خاک کربلا نرم بود۰ و یا از کربلا است بمعنى ((الخالص الزّکى یقال کَربَل الحِنطَه اِذا انفّاها فسمیت بذلک لان ارضها خالصه طیَّبه )) و یا از کربل بر وزن جعفر است . و کربل نام علفى است که بسیار سرخ و برّاق مى باشد زیرا که از آن علف در آن سرزمین بسیار بود.
البته کربلا مرکب است از دو کلمه کرب و بلا و بخاطر کثرت استعمال کربلا شده است . زیرا که روایت مى باشد که بهترین اولاد پیغمبران در آنجا به شهادت میرسند و سر انور اکثر ایشان را در آن زمین با لب تشنه بریدند و ملائکه ها هزار سال قبل از شهادت سیّدالشهداء - علیه آلاف التحیّه و الثناء - آن مکان شریف را زیارت میکردند.
و قد قتل فیها قبل الحسین علیه السلام ماءئه نبىّ و ماءئه سبط و انّها تزفّ الى الجنه بطینها و شجرها و جمیع ما فیها کما تزفّ العروس ‍ الى ازواجها
ترجمه : و قبل از امام حسین علیه السلام صد پیغمبر و صد نفر فرزند پیغمبر کشته شدند، در آنجا و آنها میروند بسوى بهشت و آنچه در بهشت است مانند آنکه عروس بسوى زوجش میرود و جمعى از پیامبران به آنمکان عبور نمودند و متذکّر مصیبت فرزند پیامبر آخرالزمان شده و بر هر یکى از آنها در قسمتى کرب وبلا وارد شده است .(۱)
۱-بحرالمصائب ص ۳۵۱.

-------------------------------------------------------------------

مرور سلمان (ره ) به كربلا  

روایت شده است ، وقتى که جناب سلمان (ره ) از جانب امیرالمؤمنین علیه السلام به حکومت مداین مأ مور گردید، و عازم مدائن شد، آن عالى مقام با کاروانى همراه شد، و به درازگوشى سوار شده بود به منزل مى رفتند.
و قانون آن جناب بود که یک فرسخ راه را سوار الاغ میشد، و یک فرسخ راه را پیاده مى رفت تا آن حیوان هم ناراحت نشود، و در میان اهل قافله قانونِ مراعات احوال حیوانِ مرکوب آن جناب معروف و معلوم شده بود.
در منزلى از منازل که نوبت سوارى الاغ بود، آنجناب سوار شده و به قدر نیم فرسخ سوار بود، که ناگاه اهل قافله دیدند، آن جناب بى اختیار از الاغ مرکوب خود پیاده شد، و بى اختیار خود را به زمین انداخت و زمین را به آغوش کشید، و مانند ابر بهارى زار زار میگریست ، اهل قافله متعجب شدند وبه سوى ایشان متو جّه شدند.
ناگاه دیدند بعد از زمانى از آن زمین گریان و نالان برخاست وچند قدم راه رفت ، باز خود را به زمین افکند، صداى گریه و ناله بلند کرد، زمانى با شدّت گریست ، بعد از آن قدرى رفته باز خود را به زمین افکند، با شدّت تمام صیحه و ضجّه زده ، مانند زن ثلکى مى گریست و مى نالید تا این که براى اهل قافله معلوم شد که آن زمین ،زمین کربلا است . (۲)
۲-کشکول النور: ج ۱ ص ۲۸۲.

--------------------------------------------------------------

منبع:

http://www.shahroudi.co