بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

«فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»

 «اين داستانها را (براى آنها) بازگو كن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)».

 داستان ها و حكايات واقعى اثر به سزايى در آگاهى بخشيدن و تربيت فردى و اجتماعى دارد، چرا كه نتيجه تجارب و دستاوردهايى است كه از زندگانى و عمل و رفتار بزرگان دين ــ كه اسوه و الگو هستند ــ به دست آمده است. همچنين آگاهى يافتن از سرگذشت منحرفان از طريق ثواب و حق و سرنوشت آنان در اين دنيا و پيامدهاى انحراف آنان براى هر انسان متفكرى درس هايى بس بزرگ و پندهايى عبرت آموز مى باشد.

 مجموعه پيش رو گلچينى است از داستان ها و حكايت هاى آموزنده كه در ضمن سلسله دروس اخلاق مرجع عاليقدر آيت اللَّه العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى مدظله العالى بيان گرديده، و تحت عناوين نسيم هدايت و درسنامه امام صادق عليه السلام به چاپ رسيده است، تقديم  كاربران محترم مى نماييم.

 اميد آن كه گامى مثبت در راستاى رشد و شكوفايى فرهنگى و همچنين آگاهى بخشيدن به سطوح مختلف جامعه برداشته باشيم. إن شاءاللَّه.

 

رأفت اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت به ياغيان‏

در ماجراى جنگ جمل جنگ افروزان بر ضد اميرالمؤمنين عليه السلام شكست خوردند و سردمداران جنگ پس از شكست در كاروانسرايى در بصره مخفى شدند. يكى از اين فراريان عايشه بود. حضرت امير مؤمنان على‏عليه السلام سوار بر اسب و در حالى كه جمعى از اصحاب مسلح او را همراهى مى‏كردند وارد كاروانسرا شدند و در مقابل اتاقى كه عايشه در آن مخفى شده بود رفته، با خطابى عتاب آلود به عايشه فرمودند: «آيا پيامبر صلى الله عليه وآله به تو فرمان داده تا چنين كنى؟ سپس فرمودند: آماده باش تا تو را به مدينه بفرستم.
طبيعى است كه در جنگ عده‏اى كشته مى‏شوند كه وابستگانى از قبيل زن، فرزند، خواهر و... دارند. در جمل نيز وضع به همين منوال بود و بازماندگان كشتگان در كاروانسرا حضور داشتند. آنان در مقابل حضرت قرار گرفته، بر ضد امام شعار مى‏دادند: هذا قاتل الأحبة؛ اين كشنده محبوبان ماست.
حضرت مجدداً در مقابل اتاق عايشه قرار گرفتند. چون زنان تظاهر كننده، واكنشى از حضرت نديدند جرأت بيشترى پيدا كرده، شعارهاى خود را بر ضد حضرت تكرار كردند. برخى اصحاب كه همراه حضرت‏عليه السلام بودند قصد داشتند زنان تظاهر كننده را ساكت كنند، ولى حضرت مانع شدند و فرمودند: به آنان كارى نداشته باشيد و حتى آنان را به سكوت وادار نكنيد.
اميرالمومنين عليه السلام در هنگام خروج از كاروانسرا در مقابل تظاهر كنندگان لحظه‏اى توقف كردند و جمله‏اى را فرمودند كه تاريخ هرگز نمونه آن را ثبت نكرده و نخواهد كرد. آزادترين كشورهايى كه مدعى آزادى‏اند نيز نمى‏توانند چنين ادعايى كنند. حضرت لحظه‏اى توقف فرمودند و به اتاق‏هايى كه جنگ افروزانى در آن پنهان شده بودند اشاره كرده فرمودند: «اگر من قاتل الأحبة بودم، جنگ افروزانى كه در اتاق‏ها پنهانند را مى‏كشتم»(1).
«قوانين جنگى تمام دنيا مقرر مى‏دارد كه پس از پايان جنگ، فرماندهان جنگ را دستگير مى‏كنند، گاهى به حبس و گاهى به اعدام محكوم مى‏شوند، ولى حضرت امير مؤمنان على عليه السلام چنين نكردند. آيا كسى مى‏تواند ادّعا كند كه در حكومت اميرالمؤمنين عليه السلام آزادى نبود؟ به‏يقين اگر به ديده انصاف به حكومت امير مومنان على عليه السلام بنگريم خواهيم ديد كه حضرتش حكومتى كاملاً آزاد به وجود آورد و همگان در سايه حكومت او از آزادى كامل برخوردار بودند».


 1) مستدرك الوسائل، ج 11، ص 51 - 52.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفترآیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی