دانشنامه امام علی علیه السلام۱

الف ـ على عليه السلام از نظر آفرينش

بخشى از گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله درباره على عليه السلام ، مرتبط است با گوهر وجود آن حضرت و چگونگى آفرينش او . از منظر پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام و پيامبر خدا ، پرتو يك نورند ، و هر دو جلوه اى از نور خداوند متعال . گوشت على ، گوشت محمّد صلى الله عليه و آله و خونش خون او و روحش روح او و باطنش باطن اوست . طينت آن دو بزرگوار، همگون است و هر دو از يك درخت بارورند و ديگران از ريشه هاى گونه گون و از طينت هاى مختلف . رواياتِ نشان دهنده اين حقيقت ارجمند در منابع فريقين، بسى گسترده است كه بخش هايى از آنها با عبارات گونا گون وبيان كننده حقيقتى واحد و راستين ، در آغاز اين فصل، گزارش شده است .

ب ـ على عليه السلام از نظر خانوادگى

على عليه السلام پسر عمو ، داماد و پدر دو «دسته گلِ» پيامبر صلى الله عليه و آله است.فراتر از اينها، على عليه السلام چهره برجسته و ويژه اهل بيت و يكى از «اصحاب كسا» و «پنج تن پاك» است كه آيه تطهير درباره آنها نازل شد وبرترين و والاترين فضيلت ها را براى آنان رقم زد . افزون بر اين ، پيامبر صلى الله عليه و آله تداوم نسل خود را در صُلب مطهّر على عليه السلام مى ديد و مى فرمود : خداوند، نسل هر پيامبرى را از پشت خود او قرار داده است ؛ ولى نسل مرا در صُلب على بن ابى طالبْ مقرّر نموده است. بدين سان، پيامبر صلى الله عليه و آله با رقم زدن جاودانگىِ نسل خود در فرزندان على عليه السلام به حكم الهى ، برترين ويژگى وفضيلت را به على عليه السلام بخشيده است.

ج ـ على عليه السلام از نظر علمى

از منظر پيامبر صلى الله عليه و آله ، على عليه السلام آگاه ترين ، ژرف ترين وبصيرترين فرد امّت است. پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را گنجورِ دانش خويش و وارث معارف و رازدان آگاهى هاى ناپيدا و كانِ تمامى علوم خود و كسى كه نُه دهم از تمامت دانش بشرى نزد اوست، معرّفى كرده است و بر اين حقيقت، تأكيد كرده است كه راه وصول به گستره دانش وآگاهى هاى محمّدى، تنها وتنها از جانب على عليه السلام است ، و اوست كه بر تمام كتاب هاى آسمانى و آموزه هاى آنها چونان قرآن و آموزه هاى آن، آگاه است و در آگاهى به حقايق و ژرفناى قرآن، برترين و داناترين است. چنين است كه على در گستره زمين ودرازناى زمان ، تنها كسى است كه «پيش از آن كه مرا از دست بدهيد، از من بپرسيد» را بر زبان آورد ، وابن عبّاس در پاسخ كسى كه او را با على عليه السلام سنجيده بود ، از اين سنجش، خشمگين شد وگفت : دانش من نسبت به دانش على عليه السلام ، و بلكه دانش همه ياران پيامبر نسبت به دانش على عليه السلام ، چون قطره اى در [ برابر] هفت درياست .

.ر . ك : ج 10 ص 473 (دانش هاى امام على) .

د ـ على عليه السلام از نظر اعتقادى

او كه از خُردسالى بر دامن پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفت و لحظه هاى زندگانى اش با لحظه هاى زندگى پيامبر خدا درآميخت و پيام ربّانى وحى را شنيده ، سزامند است كه از منظر پيامبر صلى الله عليه و آله كسى باشد كه «هرگز وحتى يك لحظه جانش به كفر، آلوده نشد» واز ميان مردان ، آغازين ايمان آورنده به پيامبر صلى الله عليه و آله باشد و از چشم انداز ايمان، در ستيغ شهود قلبى قرار گيرد و پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به اين جان منوّر خويش بگويد : تو آنچه را كه من مى شنوم ، مى شنوى و آنچه را كه من مى بينم ، مى بينى . و چونان گواهى بر استوارى ، ژرفايى و گستردگىِ ايمانش بفرمايد : ايمان با گوشت و خون تو عجين است ، چنان كه با گوشت و خون من عجين است. 1 و بدين سان، آن مؤمن پيراسته جان را در برترين جايگاه باورهاى يقينى قرار دهد .

1.ر . ك : ج 9 ص 437 (ايمان با گوشت و خونش عجين شده) .

ه ـ على عليه السلام از نظر اخلاقى

پيامبر صلى الله عليه و آله از جمله چرايىِ بعثت وآهنگ رسالتش را «به كمال رساندن مكارم اخلاق» ، عنوان كرد و بدين سان، بر اين پايه كوشيد تا طرحى دگر افكنَد وانسانى دگر تربيت كند و معتقدان مكتبش را جلوه هاى عينى منش انسانى و تجسّم هاى والاى مكارم اخلاق بسازد ، و در اين ميان، داورى پيامبر صلى الله عليه و آله درباره على عليه السلام كه او را نيك خوى ترين ، بردبارترين ، راستگوى ترين ، شكيباترين ، فروتن ترين و دنيا گريزترين و ... دانسته است ، بسى ارجمند و نكته آموز است . با اين همه ، على عليه السلام به هنگام اجراى حكم حق، قاطع ترين و در عمل به فرمان هاى الهى ، استوارترين و شكست ناپذيرترين ، و در اجراى انصاف و عدالت ، انعطاف ناپذيرترين است تا بدان جا كه از او با عناوين: كلمه عدل ، جلوه عينىِ عدالت و تجسّم دادگرى ، ياد شده است .

و ـ على عليه السلام در ميدان عمل

داعيه داران، بسيارند و كسانى كه از حقْ سخن بگويند و شعار حق بدهند، نيز فراوان ؛ امّا آن گاه كه ميدان عمل بگسترد و تحقّق حق ، تلاش و از خودگذشتگى واستوارْ گامى را بجويد ، حق مداران ، اندك مى شوند وگريزپايان، بسيار . على عليه السلام در ميدان عمل نيز بى نظير است. همگامى او با حق و استوارْ گامى او در كنار قرآن و جدايى ناپذيرى او از قرآن را پيامبر خدا رقم زده و بارهاى بار،گواهى نموده است. او نخستين كسى است كه با پيامبر صلى الله عليه و آله نماز مى گزارَد و بيشتر از هر كس در صحنه هاى نبرد ، حضور مى يابد و هرگز از دشمن، روى بر نمى تابد و نشان افتخارِ «شمشيرى جز ذوالفقار و جوانْ مردى جز على نيست» را از آنِ خود مى سازد و پيامبر خدا در نبرد سرنوشت ساز خندق، «ضربت» او را ارزشمندتر از اعمال تمامى امّت تا قيامت بر مى شمُرَد ، كه اندكى از جلوه هاى زيباى آن را در صفحات اين مجموعه مى توان ديد.

ز ـ على عليه السلام از نظر سياسى

با در نگريستن در آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره على عليه السلام گفته است و با تأمّل در گفته ها و چگونه گفتن ها و با دقّت در فضاهاى ظهور اين حقايق و زمينه هايى كه پيامبر خدا براى طرح اين همه منقبت ها ومكرمت هاى علوى به وجود مى آورْد ، نمى توان ترديد داشت كه پيامبر صلى الله عليه و آله در جهت تبيين جايگاه والاى «رهبرى آينده مسلمانان» و در مسير نشان دادن شايسته ترين فرد و بلكه تنها مصداق اين عنوان الهى بوده است . بدين سان ، پيامبر صلى الله عليه و آله مسير سياست و زعامت آينده را رقم مى زند وتمام آنچه كه مى گويد، با اين نگاه، جلوه اى ديگر مى يابد ؛ امّا اكنون و در اين جا به عناوين وگفتارهايى بيشترين توجّه را خواهيم كرد كه بيشترين پيوند را با اين حقيقت دارد. پيامبر صلى الله عليه و آله براى على عليه السلام در پيوند با امّت، جايگاه «پدر» را رقم مى زند و مى فرمايد : حقّ على بن ابى طالب در اين امّت ، مثل حقّ پدر است بر فرزندش. پيامبر صلى الله عليه و آله از على عليه السلام با عناوين «سيّد عرب» ، «سيّد مسلمانان» ، «سيّد دنيا و آخرت» ياد مى كند كه با توجّه به معناى «سيادت» ، اين عناوين ، بسى نكته آموز است. «حجت خدا» ، «رازدار» ، «وزير» ، «وصى» و «خليفه» پيامبر خدا ، از ديگر عناوينى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را بدانها مفتخر كرده است. تعبيرهايى چون «حزب او حزب خداست» و «على از من و من از على هستم» ، در آنچه اكنون مورد گفتگوست ، بسيار پرمعناست ، بويژه تعبير «على از من است و من از على هستم» و «گوشت او گوشت من و خون او خون من است» ، با توجّه به آنچه در فرهنگ آن روزگاران از اين تعابير ، مراد مى شده است. على با حق و حق با على است . 1 على با قرآن و قرآن با على است . 2 بدين سان، اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول وحق وقرآن است ، و اوست كه در سياست و زعامت، «محور» و در امواج خروشان فتنه ها «كشتى نجات» است ، كه پيامبر خدا فرمود : مَثَل على در اين امّت، چون كعبه است. و فرمود : اى على! مَثَل تو در امّت من، مَثَل كشتى نوح است. هر كس سوار شد، نجات يافت و هركس روى گردانْد، غرق شد . مجموعه اى از تعابير پيامبر خدا ، لزوم دوستى على عليه السلام را مطرح مى كند و دوستى او را «دوستى پيامبر خدا» و«دوستى خدا» تلقّى مى كند و مهرورزى به آن بزرگوار را «فريضه» و «عبادت» مى داند ؛ بلكه فراتر از آن، دوستى مولا عليه السلام را با بنياد دين، پيوند مى زند و مى فرمايد : جز مؤمن ، او را دوست ندارد و جز منافق ، او را دشمن نمى دارد . دوستى با او ايمان و دشمنى با او كفر است. 3 و نيز مى فرمايد : هر كس على را دوست دارد ، هدايت يافته است . 4 در مقابل، پيامبر صلى الله عليه و آله كين ورزى با على عليه السلام را همسان با كفر شمرد و كين ورزان به على عليه السلام را منافقان امّت دانست ونشر دهندگان فضايل و والايى هاى او را ستود ودشنام دهندگان او را دشنام دهندگان به خود و خداوند ، معرّفى كرد ... . اينها همه در پىِ گشودن جبهه اى است به گستردگى تاريخ و در جهت پيوند زدن على عليه السلام با حلقه حق مداران و پيوند زدن مخالفان او به حلقه حق ستيزان وستم پيشگان تاريخ و در نهايت ، حركتى سياسى وآينده نگر و راه گشايى ارجمند است براى سياست فردا و فرداهاى پس از پيامبر خدا . پيامبر صلى الله عليه و آله اين حق نمايى وآينده نگرى را در غدير به اوج رساند و در پيشِ ديد هزاران هزار انسان و در هنگامى شگفت و به ياد ماندنى ، على عليه السلام را بدون هيچ پرده پوشى و در اوج صداقت، براى رهبرى آينده معرّفى كرد ، كه تفصيل آن در صفحات اين مجموعه خواهد آمد . عناوينى كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى على عليه السلام رقم زده است، يكسر جهتدار و هدفدار است . عناوينى چون : «ريسمان استوار خدا» ، «ستون دين» ، «شير مؤمنان» ، «بيرق هدايت» ، «شهر هدايت» ، «صدّيق اكبر» ، «فاروق اعظم» ، «ولىّ هر مؤمن پس از من» و ... هريك به تنهايى بسنده است تا برترين جايگاه را براى آن بزرگوار ، نشان دهد . اين كه : «هر كس با تو همگامى كند، راه يابد و هر كس از تو روى برتابد، گم راه شود» و «مؤمنان ، براى شناخت من، هيچ راهى استوارتر از تو ندارند» و «اگر تو نبودى، مؤمنانْ مرا نمى شناختند» نشانگر آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله با اين آموزه براى مهم ترين دل مشغولى اش (يعنى هدايت امّت و استوارْ گامى امّت در راه حق)، چاره جويى مى كند و راهى نشان مى دهد كه با توجّه بدان، امّتش هدايت يابد و راه بهشت جويد و از جهنّم سوزانِ گم راهى برهد . آشكار ساختن اين حقايق و گستراندن اين آموزه هاى راه گشا، در تمام روزگاران زندگى پيامبر خدا ادامه يافته است و پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ گاه از اين آينده نگرى و راهنمايى براى فردايى مطمئن واستوار، غفلت نكرده است . اين دانش نامه، يكسر، دليل روشن همين واقعيت (يعنى فردانمايى پيامبر صلى الله عليه و آله ) است و روشن ترين بخش براى نشان دادن اين حقيقت ، بخش سوم آن است كه مجلّد دوم را تشكيل مى دهد

1.ر . ك : ج 2 ص 193 (على با حق است) .

2.ر . ك : ج 2 ص 189 (على با قرآن است) .

3.ر . ك : ج 12 ص 237 (ايمان) .

4.ر . ك : ج 12 ص 203 (راهيابى) .